۱۳۸۷ آذر ۲۴, یکشنبه

نقدی بر فیلم شک

نقدی بر فیلم شک




























نقدی بر فیلم شک DOUBT

فیلم بر اساس نمایشنامه ای به همین اسم نوشته شده و به نویسندگی جان شانلی . نمایشنامه و نمایش آن در صحنه ی تاتر با موفقیت های بسیار و نظر مساعد بینندگان و منتقدین مواجه شد . کارگردانی فیلم بر عهده ی خود شانلی است که قبل از این فیلمهایی نظیر ... و... را از او دیده ایم . ایفای دو نقش اول فیلم هم بر عهده ی مریل استریپ و سیمون هافمن دو بازیگر بزرگ و کار بلد سینمای هالیوود گذاشته شده . مریل استریپ که امسال توانست با بازی در فیلم موزیکال ماما میا توانست باز هم ارزش های خود را ثابت کند و هافمن که متخصص بزی در نقشهای درام است .

داستان فیلم از آنجا آغاز می شود که در یک مدرسه ی دینی Beauvier که یک راهبه ی قدیمی است به Brendan Flynn کشیش تازه وارد مدرسه شک می کند که با یکی از دانش آموزان مدرسه رابطه دارد و این موضوع باعث متقابل این دو در تمام زمینه ها می شود راهبه که از طرفداران سخت قوانین و سنت های گذشته مدرسه است در مقابل کشیش تازه وارد که از قوانین خشک مدرسه شکایت دارد قرار می گیرد . و تقابل این اندیشه های قدیم و جدید ادامه ی داستان را شکل می دهد...

فیلیم به مسائلی همچون عشق مذهب قدرت و اخلاق توجه دارد و به باورهای مذهبی یک راهبه و نوع برخورد او با وشکافی هایی که در دین و اعتقاداتش انجام می شود.تقابل بین باورهای مذهبی قوی و سنتی یک راهبه و برخوردهای بین او با کشیشش با عقاید جدید . راهبه ای که عقایدش را نیازی نمی بیند که ثابت کند اما همه را به خاطر اعتقاشان بازخواست می کند.

(( مقاومت در برابر تغییر ))

جدال بین این دو نه برای برتری یافتن بلکه برای حذف طرف مقابل است. کشمکشی همیشگی بین سنت های قدیمی از هر لحاظ و باورهایی که با خصوصیات امروز تطبیق داده شده اند.فیلم معنای خوبی را تفسیر می کند و اینکه آیا خوبی را می توان در یک قانون و چهار چوب قرار داد مانند آنچه در ادیان و مگتب ها گفته می شود یا خیر. بازی مریل استریپ باز هم مانند همیشه در حد فوق العاده است بسیار روان و کامل به طوری که عده ای از منتقدین نامزدی اسکار را برای او پیش بینی می کنند. نقش هافمن هم به خوبی در برابر بازی استریپ می درخشد و هر دو توانسته اند به لطف دیالوگهای قوی در بازی خوب موفق باشند.دیالوگها واقعا زیبا و پر معنی است و لوکیشن های فیلم به خوبی حس تقابل بین دو هنرپیشه را به تصویر می کشد. با اوج گرفتن هر کدام از عقاید یک طرف صحنه ها به همان سمت می روند. جدال بین دو نقش بدون هیچ گونه جانبداری انجام می شود و دیالوگها هیچ کس را مجکوم نمی کند.

در مجموع اگر به دنبالی فیلم عالی و تاثیر گذار هستید و داستانی می خواهید که شما را تا به آخر به دنبال خود بکشد . شک شما را کاملا راضی خواهد کرد
.

Frost /Nixon (مصاحبه نیکسون)

Frost /Nixon (مصاحبه نیکسون)
























اگر به سیاست علاقه مندید حتما این فیلم را ببینید . Frost/Nixon واقعا ارزش دیدن را دارد . این فیلم که بر اساس یک مصاحبه واقعی بین فراست و نیکسون ساخته شده است بسیار ساده و روان شما را با حقایقی در مورد دوران ریاست نیکسون آشنا میکند . نیکسون در تاریخ آمریکا فرد محبوبی نیست . وی در کارنامه خود بسیاری تخلف و اشتباه داشته ولی قبول این اشتباهات از سوی یک رئیس جمهور نه تنها در آمریکا بلکه در تمام دنیا امری نادر و قابل ستایش است . این فیلم به نویسندگی Peter Morgan ( ملکه)و کارگردانی Ron Howard ( یک ذهن زیبا) بسیار زیبا این اتفاق تاریخی را نشان می دهد . هر دوی این افراد کار خود را به نحو احسنت انجام داده اند البته همه همین نتظار را داشتند . اکران این فیلم اکنون زمانی که جرج بوش در حال ترک کابینه خود است نکات زیادی را به مردم گوشزد میکند . آیا بوش نیز اشتباهات خود را قبول میکند ؟ ران هاوارد آنقدر باهوش است که بداند مخاطب خود را چگونه و در چه زمانی جذب کند . کشاندن بیینده به سینما برای یک فیلم سیاسی (آنهم مصاحبه) در بین فیلمهای اکشن و سرگرم کننده در حال اکران کا ر کسی نیست . هاوارد آنقدر به خود و فیلمش اطمینان دارد که میتواند اینکار را انجام دهد . کسی با این نبوغ حتما فیلمی در خور توجه خواهد داشت . تعدادی از منتقدان بر برخی موارد فیلم خرده گرفتند .یکی زمان پیش از وقوع مصاحبه در فیلم است حدود یک ساعت . بسیاری معتقدند برای آشنایی با شخصیتهای فیلم 30 دقیقه و یا حتی کمتر زمان لازم بود . این زمان طولانی کمی بیینده را اذیت میکند مخصوصا در چنین فیلمی که میدانید چه خواهید دید . نکته دیگر عدم تشابه ظاهری دو بازیگر اصلی Frank Langella ( نیکسون ) و Michael Sheen ( دیوید فراست ) است که بی ربط هم نیست . در فیلمهای بیوگرافی و مستند مانند چون مردم شخصیتهای واقعی را میشناسند بازیگران باید شبیه شخصیتها باشند حداقل کمی . ولی به جرات میتوان گفت اگر شما راجع به فیلم می دانستید نمیتوانستید حدس بزنید که یکی نیکسون و دیگری فراست است . ولی بازی خوب این دو تا حد زیادی این موضوع را پنهان میکند .موقع تماشای فیلم خوب به حرکات سر و دست و نگاه این دو توجه کنید ، بازی نقشی که تمامی مدت به صورت نشسته است کار ساده ای نیست .تصور کنید به شما بگویند برای 2 ساعت باید بیننده را راضی نگه داری و از جایت تکان نخوری ( از من ساخته نیست) . صادقانه به شما میگویم که تمامی عوامل این فیلم عالی عمل کرده اند . این شاید بهترین فیلمی باشد که در این ماه اکران شده است . بسیاری معتقدند که فیلم جوایزی را دریافت خواهد کرد و بین فرانک لانگلا و شان پن(میلک) برای کسب اسکار رقابت وجود خواهد داشت . من به شخصه معتقدم این فیلم در تمامی موارد نامزد خواهد شد . حرف آخر اینکه سیاست پیچیده و در برخی موارد کثیف است . نشان دادن این معقوله در فیلم طوزی که بیننده را گیج نکند و پیامی را که میخواهد برساند کار ساده ای نیست . چند نفر از ما این قدرت را داریم که به کوچکترین اشتباهات خود اعتراف کنیم بدون اینکه دیگران را نیز مقصر بدانیم . نیکسون در مقابل میلیونها نفر اینکار را کرد و به همین جهت در تاریخ علی رغم تمامی اشتباهاتش به عنوان فردی شجاع باقی ماند . این فیلم را ببینید و از آن لذت ببرید.

نقدی بر فیلم reader

The Reader(خواننده)























خواننده ( the Reader ) به کارگردانی Stephen Daldry و نویسندگی David Hare میباشد که بر اساس رمان Bernhard Schlink نوشته شده است .داستان فیلم حول محور تفاوت دو نسل آلمان قبل و بعد از جنگ جهانی دوم است . خواننده از آن دسته فیلم هایی بود که بسیاری را برای اکران منتظر گذاشته بود فیلمی جدی با نگاهی به گذشته ، جنگ جهانی دوم و مشکلاتی که خود آلمان بعد از جنگ با آن دست و پنجه نرم کرد . کتاب Bernhard Schlink رمانی زیبا و مستقل و یکپارچه است . داستان عشق دو نسل ( پسری نوجوان و بانوی جا افتاده ) .علاقه یک پسر نوجوان Michael Berg به یک خانم میانسال Hanna Schmitz که تاثیری ژرف در آینده پسر ایجاد میکند و لو تاریکی گذشته زندگی این زن که در آینده آشکار میشود . داستان جالبی است تصور کنید الهام بخش زندگی شما یکی از افرادی باشد که مورد ملامت دیگران باشد و شما از این مساله بی خبر باشید و در آینده از این موضوع مطلع شوید . درگیری درونی که پیدا میکنید را تصور کنید. حال این موضوع را با مساله حادی مانند جنگ جهانی ( قضیه هلوکاست و نازی ها) را به آن اضافه کنید . تمامی آدمهای قهرمان دوران جنگ اکنون پس از خاتمه جنگ جزو آدمهای بد و نفرینی محسوب میشوند .حالا میان این نفرینی ها الهه خود را تصور کنید . خواننده میتوانست یکی از تکان دهنده ترین فیلم های اسکارامسال باشد می توانست بسیاری از جوایز را مال خود کند ولی متاسفانه کمی آشفته و بهم ریخته است . در بعضی موارد به کتاب وفادار بوده و در بعضی جهات کارگردان آنگونه که میخواسته عمل کرده ( همانطور که ما شاهد تماشای صحنه های اروتیک فراوانی نسبت به کتاب در این فیلم هستیم . در کتاب بیشتر به معقوله مطالعه کتاب نویسندگان بزرگ پرداخت شده است تا قضیه رمانس این دو که ممکن است به خاطر وجه تجاری فیلم باشد که بسیاری بر آن خرده گرفتند). فیلم صحنه های زیبا زیاد دارد ولی متاسفانه Stephen Daldry نتوانسته آنها را خوب کارگردانی کند . سکانسها یا بسیار طولانی اند یا اینقدر موسیقی روی آن سوار است که توجه به صحنه را از شما میگیرد . صحنه های زیبایی که Roger Deakins و Chris Menges که به عنوان فیلم بردار گرفتند حیف بود که اینگونه از ارزششان کاسته شود . معروفترین فیلم Stephen Daldry شاید فیلم ساعتها باشد که برای ما ایرانیها بسیار آشناست . در ساعتها شاهد تغییر زمان ها و فلش بک ها و باز ی با زمان بودیم . Darely در خواننده هم همین رویه را ادامه داده است . در مورد بازیگرها هم انتخاب درستی داشته ، Kate Winslet در نقش Hanna Schmitz( قرار بود Cate Blanshett در این پروژه باشد که آخر این نقش بهWinslet رسید)، Ralph Fiennes و David Kross در نقش Michael Berg در دو دوره زمانی . هر سه این بازیگران وظیفه خود را به خوبی ایفاء کرده اند، Ralph Fiennes کمی کمتر( Fiennes به عنوان کسی که آینده اش را از Hanna تاثیر گرفته چندان منطقی به نظر نمی رسد و کمی بی روح و بی تفاوتر از David Cross نمود میکند) ولی متاسفانه این شخصیتها آنطور که باید پرداخته نشده اند تا ما شاهد شکوفایی آنها باشیم . Kate Winslet میتوانست اسکار امسال را از آن خود کند ، سعی بسیاری هم کرده که به بهترین نحو آنرا انجام دهد ولی متاسفانه باید مطابق فیلمنامه پیش رود . این موضوع شامل بقیه هم میشود ، نقش های مکمل فیلم میتوانستند بسیار قدرتمند در فیلم ظاهر شوند ولی زمان انک حضورشان با توجه به فبلمنامه این فرصت را از آنها گرفته است. مساله دیگری که در فیلم کمی غیر معقولانه است قضیه برخور آنها با Hanna و کارهایی است که او در دوران جنگ انجام داده .حتی افراد سن دار فیلم نیز با آن مثل بیگانه ها برخورد میکنند گویا خود در جنگ نبوند و هیچ فعالیتی در جنگ نداشته اند .David Hare نویسندگی فیلمنامه ساعتها را نیز به عهده داشت ولی ساعتها به مراتب یکپارچه تر بود . متاسفانه تاکنون فیلمی ساخته نشده که بتواند با نسخه کتاب آن برابر باشد و یا حداقل بسیار نزدیک به آن باشد . فیلم به دنبال جواب سولاتی که در فیلم مطرح میکند نیست . به دنبال قضایای هلوکاست و نازی ها و غیره هم نیست یک فیلم رمانس است. هر چند خواسته یا ناخواسته در مورد جنگ و آدمها از ما سوالاتی میپرسد . خوب و بد چیست ؟ ما اکنون یک تصمیم میگیریم ، قضاوتی میکنیم و داستانها میسازیم .آیا آیندگان نیز مانند ما فکر خواهند کرد ؟ آیا ما پشت تمام این ماهیت های کریه جنگ را دیده ایم ؟ آیا خود جنگ و هالوکاست را درک کرده ایم ؟ میدانیم چیست و چه مفهومی دارد؟ فیلم هیچ کدام از اینها را پاسخ نمی دهد بلکه آن به عهده خود شماست . این فیلم میتوانست به یک فیلم داغ دادگاهی و قضاوت و ماهیت های پنهان جنگ تبدیل شود اگر بیشتر پرداخته میشد . فیلم را ببینید و سعی کنید به نکات هر چند کم ولی پر معنای آن بیندیشید .

نقدی بر فیلم The day the Eath stood still

The day the Eath stood stillند فیلم

The day the Eath stood still






























شما انسانها برای موجودات دنیا خطرناکید و باید نابود شوید



روزی که که زمین از حرکت باز ایستاد ( The day the Eath stood still ) بازسازی فیلمی با همین نام ساخته شده در سال 1950 میلادی بر اساس داستان Harry Bates است که Scott Derrickson کارگردانی بازسازی مجدد را به عهده دارد . فیلم داستان هجوم بیگانگان به زمین را بیان میکند . موجودی فضایی Klaatu با بازی Keanu Reeves برای بررسی اوضاع زمین و انسانها به زمین می آید و در پی ماجراهایی به ماهیت ارزش انسان پی میبرد. اولین چیز جالبی که در این فیلم میبینیم دید فیلم است . اینبار ما بیگانه ایم و فضاییها ما را خطرناک دیده اند چیزی که معمولا در فیلم های فضایی برعکس است . نسخه قدیمی این فیلم در زمان خود یک شاهکار محسوب میشد با یک پیام جالب شما انسانها برای موجودات دنیا خطرناکید و باید نابود شوید این حرفی است که در نسخه دهه 50 فیلم زده شد دوران جنگ سرد و.. . حال این حرف را با توجه به دنیای کنونی و حوادث مخرب محیط زیست و جنگ و قتل و ... در نظر بگیرید. ما بسیار خطرناکتر شده ایم . فضاییهای فیلم معتقدند ما وقتی به همدیگر و محیط زندگی خود رحم نمی کنیم اگر توان و تکنولوژی اش را داشته باشیم به دیگر موجودات کرات دیگر هم رحم نخواهیم کرد . راستش را بخواهید من با این نظر فضاییها موافقم . مدتهاست که فراموش کرده ایم اشرف مخلوقات هستیم . تنها میکشیم و نابود میکنیم پیشرفت کرده ایم متمدن تر شده ایم اما به همان میزان مخرب تر . در قسمتی از فیلم از حماقت و جهل انسانها صحبت میشود . آدم فضایی فیلم ما به ما انسانها گوشزد میکند که یاد بگیرید بدون نادانی زندگی کنید همانطور که ما آموخته ایم . طبیعت خردمند بشر تنها موقعی خود را نشان میدهد که جهلی وجود داشته باشد . ما اشرف مخلوقات هستیم چون به ما اختیار و قدرت درک خوبی ها و بدی ها داده شده است .مدتهاست که با خود درگیریم ولی هنوز برپاییم و زندگی میکنیم . ماهیت ما پیچیده تر و ارزشمنتر از آن است که نابود شود این آن نکته ای است که مهمان فضایی ما Klaatu در فیلم به آن می رسد . چندی پیش در برنامه ای مستند درباره فضا دانشمندی از سیاه چاله ها و اجرام سرگردان در راه شیری میگفت. موضوع جالبی را مطرح کرد تعداد سیاه چاله ها و اجرام آسمانی که می توانند موجب نابودی سیاره و منظومه ما شوند بسیار زیادند کسی میبایست مواظب ما باشد که تاکنون هیچکدام از این خطرات آسمانی حتی از کنار ما هم رد نشده اند کسی مواظب ماست پس ما واقعا اشرف و گرانبهاییم .. فیلم های علمی تخیلی تنها برای سرگرمی ساخته نمی شوند موضوعات آینده و پیشرفت تکنولوژی ، تاثیر آنها و بسیاری چیزهای دیگر باید عنوان شود تا موقع برخورداری از آنها بعدهای مختلف آنرا در نظر بگیریم . پیش از این که بیگانگان ما را نابود سازند نباید خود را از بین ببریم این چیزی است که در فیلم به آن اشاره میشود . روزی که زمین از حرکت ایستاد فیلم خوبی است . من شخصا به ژانر علمی تخیلی علاقه دارم مخصوصا اگر درونمایه خوبی داشته باشد .. خوشبختانه شخصیتهای این فیلم به نسبت دیگر شخصیتهای فیلمهای این ژانر ملموس ترند .. بازی ها خوب و قابل قبولند . هر دو بازیگر Keanu Reeves و Jennifer Connelly از اول برای این نقش انتخاب شده بودند که بحق خوب از پس آن برآمدند .کارگردان Scott Derrickson به گفته خود چندین سال است که در پی بازسازی فیلم مورد علاقه اش بوده و این فیلم را با علاقه ساخته است و در بسیاری از نکات نیز به فیلم اصلی وفادار بوده ، حتی موزیک فیلم نیز همان موزیک دهه 50 است که کمی مدرن تر شده . جلوه های ویژه فیلم هم فوق العاده است . این فیلم مطمئنا آوازه ای جدید برای کارگردانش به ارمغان خواهد آورد . در آخر باید اضافه کنم که این فیلم نامزد دریافت 2 جایزه اسکار شده است : جلوه های ویژه و ترکیب صدا